اين خيلي سخته كه آدم كسي رو دوست داشته باشه ولي طرفش ندونه.تنها دل خوشي من اين بود كه روزي چند دقيقه يواشكي از پشت ديوار ترو ببينم همين واسه دل عاشقم بس بود.من كه از تو چيزي نميخواستم ديدنت براي اين دل ديوونم كافي بود.همين كه به شوق ديدنت چشمام رو باز ميكردم و شبها به ياد چشمان زيبايت سر بر بالين ميگذاشتم كافي بود.ولي تو اين رو هم از من دريغ كردي آخه چرا؟ يه روز ديگه نيومدي همه ميگن تو رفتي رفتي و ديگه بر نميگردي آخه ميگن كسي كه ميره پيشه خدا ديگه بر نميگرده ولي من آنقدر ميام تا دوباره طلوع چشمان زيبايت را ببينم. تقديم به تنها عشقم يلدا كه يادش هميشه با من است هر چند غم از دست دادنش تمامي استخوانهايم را خرد كرده ولي هميشه به انتظارش ميمانم. فرستنده:امير علي مشرفي
ساعت: 20:34
تاریخ: دوشنبه نوزدهم دی 1384









