چشماي تو به ياد من همون روزاي آخره يادت مياد گريه كنون اومدي پاي پنجره؟ گفتي ميموني تا ابد پاي دل عاشق من گفتم فراموش ميكني با رفتنم به اين سفر گفتي كه با رفتن من هيچي فراموش نميشه گفتم بگو كه تا ابد مال مني تا هميشه نگاهت رو دوخته بودي به عكس يادگاريمون نگات پر از درد يه عشق چه ساده و چه مهربون رفتم ولي عشق تو موند توي هواي زندگيم نشد فراموشت كنم عاشقتم فقط همين راهي شدم به سوي تو به عشق لحظه وصال نبودي اما مال من جواب بده به اين سوال چرا گذشتي از وفا تحملت رفت به كجا؟ مگه نگفتي تا ابد هميشه با من ميموني؟ ديدم كه انگار با اوني باهاش چقدر مهربوني دست تو دست اونه برات عزيز تر از جونه چقدر پشيمون شد دلم از اومدن به دل خود اميد دادن كاش نمي فهميدم دلت روي دلم خط كشيده يادش ميره خاطره ها دل به غريبه ها ميده رفتم ولي ترو خدا به هيچكسي وعده نده نگو كه عاشق ميموني اين رو نگو تو به همه
ساعت: 17:13
تاریخ: جمعه بیست و پنجم فروردین 1385

