دریارو دوست ندارم برام شادی نداره یاده غم یه عشق رو به یاد من میاره یاد روزهای ابری دریای طوفان شده دست حقیر موجها دریای نفرین شده ربود تورو زدستم تو آغوشش رهات کرد برد تورو زیر موجها ته دریا فنات کرد حتی نداد جسمت و ازم گرفت روحت و قلبم رو آتیش کشید سیاه به قلبم پاشید دریارو دوست ندارم خاطرهام رو دزدید عشق و ازم گرفت و خاطره هام رو بلعید هنوز پست نداده غم تو جونم افتاده دریارو دوست ندارم میخوام که جادو بشه دریا بهم بریزه آبی دیگه نباشه دریا دوستت ندارم تیری زدی تو قلبم به یاد من میمونه به یاد من میمونه 
ساعت: 19:57
تاریخ: چهارشنبه هفتم تیر 1385

