عشق من دیگه دلش برای من تنگ نمیشه آخه دوستم نداره گذاشت و رفت تا همیشه دیگه نیستش اون همه عاشق و شیدا عاشقی دل واپس امروز و فردا میدونین سخته بگم مقصرم که اون نبود دلم من دیوونه شد به همه چی پشته پا زد حالا دیگه نمیخواد من و به این سادگی ها آخه حق داره عزیزم که بگه دیگه نیا دل من حقشه که از دوریا زار بزنه میدونم پشیمونه میخواد که فریاد بزنه میدونین خیلی دوستم داشت ولی من نفهمیدم سنگ زدم به قلب پاکش از غمش نرنجیدم ولی نه اینکه دلم میخواست که اینطوری بشه به خدا نفهمیدم نفهمیدم نفهمیدم حالا دیگه نمیاد هر چی که التماس کنم نمیدونین چقدر دلم میخواد که خودم و قصاص کنم حالا که فکر میکنم خاطره هام میشه عذاب شب مهمونی ... تو خونه ... مکان قرارمون میشه سراب چقدر بوسه دادیم یواشکی به همدیگه وای خدا کاشکی پاشم همه بگن خواب میدیده دل من برای اون روزا داره پر میزنه نیمکت تنهای پارکم داره از دوریه ما زار میزنه کافی شاپ هم دیگه مثل قدیما شلوغ نشد دیگه از وقتی که رفته اونجا هم جهنمه کنار پنجره ام که دیگه هیچوقت نمیرم میترسم که اون موقع واسه کاری تصمیم جدی بگیرم نمیدونم چی بگم انگاری حرفی ندارم کاش بشه بهش بگم هنوز خیلی دوستت دارم تقدیم به رنگین کمان زندگیم ساسان
ساعت: 21:48
تاریخ: چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386

