تبليغاتX
حرف دل من و تو







.: تـوضـیـحـات :.

به وبلاگ من خوش آمدید امیدوارم لحظات خوبی را سر کنید نظر یادتون نره

برای شنیدن صدای كه دوستش میداری همین لحظه هم بسیار دیر است،
افسوس خواهی خورد زمانی را كه آن سوی سیم ها كسی بی احساس
میگوید: برقراری ارتباط با مشترك مورد نظر مقدور نمی باشد !!!!

وبلاگ اول * www.harfe-dele-mano-to.blogfa.com
وبلاگ دوم* www.del-kadeh.blogsky.com


.: ا مـکـانـات:.
صفحه ی اول
پست الکترونیک


.: نـویـسـنـده
:.


.: آ ر شـیـو :.
مرداد 1388
تیر 1388
تیر 1387
اردیبهشت 1387
بهمن 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آبان 1384


.: پیوندهای روزانه :.


Far30Mobile
SHophaa
زیبا ترین قالب های وبلاگ
بزرگترین لینک باکس ايرانيان
هاست و دامين
:: تمام پیوندها ::


.: لـیـنـکهـا :.
انتخاب بهترين هنرمندان ايران
طراحي وب سايت
آموزش رياضي
طراحي داخلي منازل شما
سايت شهره
سرنوشت( شمیلا و فرهاد)
مشکی پوشان عاشق 1 (رامین و روشنک)
مشكي پوشان عاشق3 (رامین و روشنک)
نسیم صبح(سایه سار)
اگه همصدام بودی(سید جعفر)
کلاغستان
طلوعی از مغرب( بهونه)
ميخواهمت تا ابد(مرد هميشه عاشق)
خاطرات عشق(مريم گلي)
خانه ایرانیان(عاشقان ایران)
نسيم شمال (حبيب)
دختر متولد 20 آذر(مینا)
طراحی تتو(پریا)
وبلاگ تفریحی(امید)
دانلود بهترین ها(جمال)
بیا تو تا بفهمی (مرجان)
بغض شکسته(عسل بانو)
دعوت نامه پرشین گیگ
بزرگترین سایت تفریح ایرانیان
سلام خدا(عاشق خالق عشق)
زیبایی(احسان)
مشاور(مهرداد)
جوونی آزاد(غریب عاشق)
من+تو=0 (توکا)
حجم سبز تنهایی(سینیور)
نوشته های عاشقانه(پیمان بلا)

SHophaa
Far30Mobile
زیبا ترین قالب های وبلاگ
بزرگترین لینک باکس ايرانيان
هاست و دامين

*آمار وبلاگ *
كاربران آنلاين: نفر
تعداد بازديدها:
RSS


موزیک*
 
 


* كدهاي جاوا*



دستت و بزار تو دستم تا بریم بالای ابرا

تا همونجا که خدا هست پیش بادبادک زیبا

نگاهت به آسمونه رسیدی به عمق دریا

دل من همیشه خیره به طلوع صبح فردا

تو میگی تا آسمونا راهی نیست میشه یه کار کرد

دل من اما میترسید غم و برداشت و فرار کرد

یهو یک دست طلایی از تو آسمون صدام کرد

گفت بزرگ کن دلت ومیشه یه فکری واسه راه کرد

به صدا که گوش دادم دیدم صدا چه آشناست

صدای پاکی و نوره صدای خدا خداست

نور دست تا ته راه و پر از روشنایی کرد

پر از گلهای شقایق نرگس و عقاقی کرد

پریدم روی ماهش رو از همینجا بوسیدم

آخه اون خدای من بود چطوری نفهمیدم

ای خدا نگاهی کن به عاشقای بیگناه

دلای شکسته پاک و نجیب و بی پناه

نگاه کن عشق ما دریای سفید و پاکیه

واسه دلای ما همین نگاهت کافیه

واسه دلای ما همین نگاهت کافیه

خدایا قلب کوچکم را وسعت بخش تا بتوانم بزرگی ات را درک کنم.

تا بتوانم در دریای بزرگی و پاکی و مهربانیت قرق شوم.

بالهای ناتوانم را نیرو بخش تا بتوانم به سوی تو پرواز کنم.

به سوی تو که بزرگترین لذت آشنایی هستی.


نویسنده: الميرا ن
ساعت: 15:29
تاریخ:
یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387


حسرت یک بوسه شیرین ز لب هایت مرا دیوانه کرده

آن سیه موی پریشانت مرا ویرانه کرده

حسرت عشقت مرا بیچاره کرده

آن نگاه آتشین تو دل رو دیوانه کرده

مهربانیت مرا با دیگران بیگانه کرده

این دل عاشق مرا تنها به لبخند شیرینت قانع کرده

این سکوتت این دل بیچاره را آواره کرده

از همه کس از همه چیز بی خبر گوشه نشین خانه کرده

پاکی و معصومیت دل را دیگه میخانه کرده

از تب عشقت امید با تو بودن را یه جور افسانه کرده

آخر ای زیبای من رویای شیرینم بگو

این دل دیوانه ام کی عاقبت یارت شود؟


نویسنده: الميرا ن
ساعت: 21:8
تاریخ:
جمعه بیست و یکم مهر 1385


 

دوستم داري دوستت دارم عاشقمي ديوونتم

براي من تو اولين تو أخرين عشق شدي

براي تو من بهترين قشتگترين عشق شدم

تو عاشقي تو صادقي هميشه پاك و لايقي

عشق منم براي تو عطر گلهاي رازقي

وقتي نگاهم ميكني حس ميكنم تب تو رو

دوستت دارم تو از پيشم هيچوقت نرو نرو نرو

روزهاي خوب عاشقي چه ميگذره به سادگي

من و تو خوشبخت و رها تو دل داريم صدتا دعا

يك روزسرد پاييزي خواستي بياي به ديدنم

بهم خبر دادن تو راه زدن بهت ديگه چيزي نميشنوم

نفهميدم كه چطوري به سوي تو پر كشيدم

ترو ديدم سرد و كبود نفهميدم نفهميدم

داد ميزدم به خدا فرياد ميزدم چرا ربود ترو زمن كاشكي باهات حرف ميزدم

سر مزارت اومدم خبر دادم ميام منم

بدون تو زندگي نيست ميخوام بيام پيشت عزيز

يك تيغ برنده و تيز يك رگ عاشق و حريص

خون توي رگهام ديگه نيست دارم ميام بيا عزيز

چشام ديگه سياه شده سرما تو جونم افتاده

خون همه جا جاري شده به عشق تو راهي شده

ديگه چيزي نفهميدم چندتا نور رنگي ديدم

هاله هاي سبز و سفيد بوي گل ياس سپيد

تو رو ديدم اون دور دورا صدام زدى عشقم بيا

تو أغوشت جا ميگيرم تنها تو خونه ميميرم

وقتي ميان بالا سرم عكس تو تو دست منه

خون ديگه تو رگ ندارم نفسهاي أخرمه

اميد به موندن ديگه نيست خط ميكشم رو أدمها

اسمت رو فرياد ميزنم ميگم عزيز من بيا

تو باش هميشه مجنونم منم ميشم ليلي تو


نویسنده: الميرا ن
ساعت: 16:15
تاریخ:
پنجشنبه هجدهم اسفند 1384


 

عشق مثل جنونه آبي آسمونه

عشق مثل پرندست تو هر دلي روندست

عشق مثل سرابه شرابه ناب نابه

عشق هميشه گرمه سرخ به رنگ شرمه

عشق رو مثل ستاره هر كي يه دونه داره

عشق مثل بهانه است آغاز يك ترانه است

عشق مثل تابستون سردي رو دوست نداره

عشق هميشه نرمه سختي رو دوست نداره

عشقي كه مهربونه تو هر دلي مي مونه

كاشكي هر كي بدونه عشقه كه هم زبونه


نویسنده: الميرا ن
ساعت: 21:21
تاریخ:
پنجشنبه پانزدهم دی 1384


شايد يه روزي من و تو فقط براي هم بشيم

بعدش توي روياهامون قرق چشاي هم بشيم

شايد يه روزي برسه بهم بگي دوستم داري

بگي كه عاشقم شدي بموني تنهام نزاري

شايد يه روزي واسه من گلهاي مريم بياري

بگي تو قلبت واسه من يه جاي خالي ميزاري

شايد يه روز بياي بگي دلم برات تنگ شده بود

بگي كه با نبود من دنيا چه بيرنگ شده بود

شايد يه روز دعا كني كه من بشم براي تو

بگي كه اين آرزوته روزي بشم فداي تو

شايدها خيلي هست ولي جمله كمه براي تو

شايد يه روز بياي بگي قلب و دلم فداي تو


نویسنده: الميرا ن
ساعت: 14:45
تاریخ:
سه شنبه بیست و چهارم آبان 1384


گاهي وقت ها دل من ديگه طاقت نداره

آخه به اينجوري عاشق بودن عادت نداره

گاهي وقت ها دل من بدجوري دلتنگ ميشه

دل تو ولي هميشه اونروز از سنگ ميشه

مي دونم دوستم داري ولي غرورت ميگه نه

بيا بشكنيم غرورو بگو عاشقي به قلبت نگو نه

اين روزها چشمهاي من پر از بارون و شبنمه

دلم از دوري تو درد داره پر از غمه

چرا باروني شد اون چشمهاي ناز پر غرور

بيا اشكهاتو بريز منم ميشم سنگ صبور

اينجوري نگام نكن بدجوري قلبم ميگيره

گلدون شمعدوني از غصه چشمات ميميره

بيا يه پل بسازيم واسه همه راه هاي دور

كه واسه عاشقهاي جديد بشه راه عبور

بيا يك پل بسازيم بيا


نویسنده: الميرا ن
ساعت: 14:43
تاریخ:
سه شنبه بیست و چهارم آبان 1384


ميدوني واسم عزيزي

يه جورايي مي گريزي

توي وحشت نگاهت

تاجدايي در ستيزي

مي دونم مي خواي بري تو

ولي كن براي رفتن

دو سه روزي ديگه سر كن

براي معني بودن

تو بيا بهم كمك كن

تو مي ترسي از رفاقت؟

يا كه مي ترسي از عادت؟

كدومش بگو عزيزم

تو مي ترسي از نهايت؟


نویسنده: الميرا ن
ساعت: 16:30
تاریخ:
سه شنبه دهم آبان 1384


قصه برق نگاهت مثل يك راز نهفته است

مثل قصه هاي مجنون پر حرفهاي نگفته است

اگه تو بخواي بمونم من ميگم با تو مي مونم

قلبت رو با هرچي خواستي پاي اين عشق مي نشونم

روزهاي سختي دوري دلتنگي اما صبوري

ميگم اي خدا چي ميشه اون بياد پيشم به زودي

حرفهاي نگفته ساكت توي قلب من نشسته

منتظر به ديدن تو گوشه اي تنها و خسته

اگه تو بخواي مي مونم اگه تو بگي مي خونم

اين رو تو بدون هميشه عاشقت به پات مي مونم


نویسنده: الميرا ن
ساعت: 16:26
تاریخ:
سه شنبه دهم آبان 1384


NhMGMyYWE1.gif" />

:::●┼┼ دریافت کد چت روم کلیک کنید┼┼●:::


Get your own Chat Box! Go Large!
NhMGMyYWE1.gif" />

:::●┼┼دریافت چت روم برای وبلاگ┼┼●:::